ولی حقيقت اين است كه در اين تقصير و در اين مسؤوليت ، هم خواص مسؤولند و هم عوام . اين را بدانيد كه عامه مردم و توده مردم هم در اين مسائل شريكند . در اين جور مسائل اين توده مردم هستند كه حقايقكشی میكنند و خرافات را اشاعه میدهند . حديث معروفی است و علماء برای آن اعتبار قائل شدهاند كه شخصی از امامصادق عليهالسلام در ذيل آيه شريفه : « و منهم اميون لا يعلمون الكتاب الا امانی »( 1 ) ( در اينجا خدا از عوام يهود انتقاد میكند . با اينكه خدا عوام را بیسواد ، امی و درسناخوانده معرفی میكند ، در عينحال از همين عوام در قرآن انتقاد میكند و آنها را مسؤول میشناسد ) سؤال میكند كه آقا ! علمای يهود مسؤول بودهاند درست ، عوام چه مسؤوليتی دارند ؟ اينها عوام بودنشان عذرشان است ( حديث مفصل است ) امام ( ع ) فرمود اينجور نيست . مسائلی هست كه احتياج به درس خواندن دارد ، فقط درس خواندهها آنها را درك میكنند ، درس ناخواندهها درك نمیكنند . در اينجا میتوان گفت عوام مسؤول نيستند چون درس خوانده نيستند . گواينكه گاهی عوام مسؤوليتشان اين است كه چرا درس نمیخوانند ؟ اين هم يك منطقی است . ولی اگر عوام مسؤوليت نداشته باشند ، در مسائلی است كه آن مسائل احتياج به تحصيل و درس و كتاب و معلم دارد . وقتی معلم نديده ، مدرسه نديده ، كتاب نخوانده چرا مسؤول باشد ؟ اما بعضی از مسائل هست كه بشر با فطرتسليم ، آنها را درك میكند و ديگر مدرسه و كتاب و معلم نمیخواهد ، به تعبير من ديپلم داشتن نمیخواهد ، كلاسشش را طی كردن نمیخواهد ، بلكه عقل داشتن كافی است ، سلامت عقل كافی است . سپس امام ( ع ) مثال زد ، فرمود : عالمی مردم را به زهد و تقوا دعوت میكند ، ولی در عين حال برخلاف زهد و تقوا عمل میكند
! توبهفرما است ، اما توبه فرمايان خود ، توبه كمتر كنند و مردم عوام هم اينها را میبينند كه بر ضد گفته خودشان عمل میكنند ! امام ( ع ) فرمود : آيا انسان بايد درسخوانده و معلم ديده باشد و كلاس طی كرده باشد تا بفهمد كه چنين آدمی لايق پيروی نيست ؟ عوام قوم يهود اينها را به چشم خودشان میديدند و با عقل خودشان درك میكردند ، « و اضطروا بمعارف قلوبهم » ( 2 ) ، با يك معرفت فطری درك میكردند كه از چنين كسانی نبايد پيروی كرد معذلك پيروی میكردند ، پس مسؤولند . يك سلسله مسائل هست كه احتياج به درس خواندن ندارد ، به قول معروف خط سياه و سفيد خواندن نمیخواهد ، عربی دانستن
نمیخواهد ، فارسی دانستن هم نمیخواهد ، صرف و نحو نمیخواهد ، فقه و اصول نمیخواهد ، منطق و فلسفه نمیخواهد . فطرت سليم میخواهد و فطرت سليم را هم همه دارند . فطرتشان درك میكند . پيغمبراكرم ( ص ) جملهای دارد كه از پختهترين جملههاست ، چون از فطریترين جملههاست . فرمود :
« انما الاعمال بالنيات و انما لكل امری مانوی » (3) عمل ، به قصد و نيت بستگی دارد . اگر شما كاری انجام دهيد چه خوب و چه بد ، اما آن كار بدون قصد از شما صادر شده باشد ، اگر بد است مسؤول نيستيد و اگر خوب است پاداش نداريد . اگر كسی آمد خوابی را نقل كرد ، داستانی را نقل كرد ، گفت فلانكس در يك جريان اضطراری ، در يك عالمبیخبری ، در يك كاری كه كوچكترين قصدی در آن نداشته است ، بلكه قصد خلاف داشته است ، در عينحال همين كار بدون قصد ، او را به اعلیعليين بالا برد و تمام گناهانش را محو كرد ، آيا بايد قبول كنيم ؟ بايد در كتاب خوانده باشيم ؟ عربی بايد بدانيم ؟ سياهوسفيد بايد خوانده باشيم ؟ گناهان انسان را فقط توبه پاك میكند ، يك بازگشت به حق پاك میكند . « ان الحسنات يذهبن السيئات »( 4 ) ، كار نيك است كه اثر كار بد را میبرد . اما كار بدون اختيار اينچنين نيست . ما از همين فطرت خدادادی خودمان هرگز استفاده نمیكنيم . در بعضی از كتابها نوشتهاند يك نفر دزد كه راه را برای مردم میگرفت و آنها را میكشت ، يك روز اطلاع پيدا كرد كه قافله زواری میخواهد به كربلا برود ، آمد سر گردنهای كمين كرد برای اينكه راه را بر زوارامامحسين ( ع ) ببندد و مالشان را بدزدد و اگر لازم شد آنها را بكشد
.منتظر بود قافله برسد كه ناگهان كنارراه خوابش برد ، قافله آمد ، رد شد و او بيدار نشد . در همين حال صحنه قيامت را خواب ديد كه او را به جهنم میبرند ؟ چرا به جهنم میبرند ؟ چون كوچكترين عمل صالح در نامه عملش نيست ، هر چه هست گناه است ، هر چه هست جنايت است . او را تا لبه پرتگاه جهنم بردند ولی جهنم نپذيرفت و برگشت ! چرا نپذيرفت ؟ چون اين مرد سر راهی خوابيده بود كه در آن قافله زوار میرفت و گرد زوار بر
تنولباس او نشسته بود ، بدون اينكه خودش قصدی داشته باشد ، بلكه قصد كشتن زوار را داشته است ، قصد بردن مال آنها را داشته است ، ولی علیرغم گفته پيغمبر (ص) كه : « انما الاعمال بالنيات و انما لكل امریء ما نوی »
، اين عمل بدون اختيار ، تمام گناهانش را محو كرد : فان النار ليس تمس جسما عليه غبار زوار الحسين از جنبه شعری خيلی خوب است اما از جنبه مكتب امامحسين ( ع ) متاسفانه درست نيست .
پاورقی :
1 – سوره بقره آيه . 78
2 – احتجاج طبرسی ، ج 2 ، ص . 457
3 – بحارالانوار ، ج 70 ، ص 225 و جامع الصغير ، ج 1 ، ص 3.
4 – سوره هود آيه . 114
هم خواص مسئولند و هم عوام
دسامبر 23, 2008 بدست tebyan